آخرین اخبار درمورد تدفین شهدا در پلی تکنیک ….
شهدا از اينکه دانشگاه ما را لايق حضور دانسته ايد متشکريم
Your upward scrolling text goes here
خبر های زیر را بخوانید و نظر بدهید :
- دکتر حاج ابراهیم :ارسطو وقتي ميخواست درس بگويد بالاي قبر افلاطون مينشست و ميگفت كه ما از نور افلاطون بهره ميبريم.
- خبرنامه امیرکبیر : “محمد ملکی: هدف نهایی شان از دفن شهید شکستن حرمت دانشگاه و ویران کردن این سنگر است؛ این حرکت تکریم نیست، سوء استفاده است”.
- استاد تمام دانشگاه صنعتی امیرکبیر در گفتگو با فارس : ….
- در خبرنامه ی شورای صنفی که در تاریخ ۲۳ بهمن ۸۷ منتشر شد ، نوشته ای با عنوان نامه ای به پدر آمده است . ….
- متن مصاحبه مهندس روغنی زاد عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی شیمی با نشریه رهجو :
- نقد مصاحبه خبرنامه امیر کبیر با دبیر سابق انجمن اسلامی پلی تکنیک
- The Soldiers’ Memorial
نظر صادق زیباکلام درباره دفن شهدا در دانشگاه
نویسنده: هیئت تحریریه
چهارشنبه 30 بهمن 1387
استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با اشاره تدفین شهدا در دانشگاهها گفت: تجلیل از شهدا کمترین کار در مقابل ایثار آنان است و تقدیر از سربازان وطن فقط مختص ایران نیست.
به گزارش تریوبن به نقل از مرکز ارتباطات و اطلاعرسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، صادق زیباکلام استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان این فرض که حتی اگر مبانی دین اسلام و ججمهوری اسلامی را کنار بگذاریم باز بزرگداشت شهدای جنگ از معنا و مفهوم خود نخواهد افتاد، گفت: اگر ما به دین و نظام جمهوری اسلامی معتقد نباشیم باز مجبوریم اعتراف کنیم شهدا از خاک این کشور در برابر تهاجمات اشغالگران بعثی حفاظت کردهاند.
وی با طرح این سئوال که وقتی خاک کشور ما در معرض اشغال دشمن متجاوز قرار میگیرد، تکلیف ما چیست؟ گفت: اگر من بگویم با نظام و حکومت ایران مخالفم، پس کاری هم با جنگ ندارم اشغال کشورم را امضا و وسیلهای برای اعطای امتیازات به دشمن متجاوز فراهم کردهام. و قطعاً در هیچ مرام، عقیده، مسلک، تمدن و فرهنگی نیامده است دفاع از میهن و خاک زمانی واجب میشود که با حکومت موافق باشی.
زیباکلام طبیعیترین وظیفه انسانی در زمان تجاوز دشمن به خاک کشور را تلاش برای دفع تجاوز دانست و گفت: انصافاً بسیاری از سربازان ما که در جنگ شهید شدند نه از سر اجبار و منافع که داوطلبانه به سمت دشمن رفتند، آنها عمیقاً احساس وظیفه میکردند چون به خاک کشورشان در روز روشن تجاوز شده بود.
استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران تقدیر از شهدا را طبیعیترین اتفاق بعد از جنگ دانست و گفت: من به شخصه نمیتوانم این استدلال را بپذیرم که تدفین شهدا در محیط دانشگاه، گورستانی کردن این محیط است. اصلاً تجلیل از سربازان وطن و شهدا مختص فرهنگ ایرانی و ایرانیان نیست شما در کشورهای غربی هم میبینید یادبودهای زیادی برای قربانیان جنگ و سربازانشان ساختهاند، یادبودهایی که در مراکز عمومی شهر قرار دارد.
وی افزود: هر کس در تجلیل از شهدا شبههای دارد باید از او پرسید حکم شما چیست؟ آیا نظر شما این بود که ما باید تسلیم عراق میشدیم و اهواز و خرمشهر و دزفول را به بعثیها واگذار میکردیم؟ آن وقت پشت میز مذاکره پرچم سفید دست میگرفتیم تا عراقیها هر طور که دلشان خواست با ما رفتار کنند؟
صادق زیباکلام در بخش دیگری از سخنان خود شهدای هشت سال دفاع مقدس را فراتر از جریانها و گروههای سیاسی و جناحی دانست و گفت: اگر جریان مشخصی خود را متولی و میراثدار شهدا بداند و مسأله به گونهای برای جوانان تبیین شود که انگار جنگ مفهومی جناحی و خطی داشته است، این جفای بزرگی است که نسبت به فرهنگ جبهه، شهادت و دفاع مقدس وارد میشود.
وی افزود: من از نسل انقلاب و جنگ هستم و با تمام سلول های تنم معتقدم جنگ متعلق به هیچ جریان سیاسی خاصی نبود اما نسل جدیدی که پس از جنگ به دنیا آمده و فضای آن دوران را درک نکرده است گمان میکند جنگ امری خطی و جناحی بوده است.
زیباکلام یکی از مهمترین عوامل شکل گیری ذهنیت منفی برخی افراد در برابر دفن شهدا در دانشگاهها را تفهیم نادرست جنگ به نسل جدید دانست و گفت: فرض من این است که برخی از جریانهای سیاسی که امروز خود را وارث فرهنگ جبهه میدانند نه برای بهرهبرداری سیاسی و جناحی که صمیمانه به این باور معتقدند اما با این همه کارکرد مذکور مشکل دارد و به تقلیل و انحراف مفهوم دفاع مقدس میانجامد.
منبع : http://teribon.com/1387/11/28/
ارسطو وقتي ميخواست درس بگويد بالاي قبر افلاطون مينشست و ميگفت كه ما از نور افلاطون بهره ميبريم.
حاجيابراهيم در جمع نمازگزاران مسجد دانشگاه اميركبير:
همه بايد همدلانه از نورانيت شهدا بهرهمند شويم
خبرگزاري فارس: استاد دانشگاه صنعتي اميركبير گفت: همه افراد و گروههاي فكري و سياسي در دانشگاه بايد متحدالقول و همدلانه جلو آمده و از نورانيت شهدا بهرهمند شويم.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، حجتالاسلام رضا حاجيابراهيم استاد دانشگاه صنعتي اميركبير كه در جمع نمازگزاران مسجد دانشگاه صنعتي اميركبير سخن ميگفت با بيان اينكه شهادت با قتل فيسبيلالله متفاوت است، اظهار داشت: ريشه شهادت از شهود به معناي ديدن است، انسان اول شهيد ميشود در اين عالم و بعداً ممكن است قتيل في سبيلالله شود.
وي با تاكيد بر اينكه هر انساني كه به حقيقت اين عالم برسد و در مسير اين حقيقت هم پايداري كند، چه كشته شود و چه كشته نشود شهيد است، عنوان كرد: البته اگر در اين مراتب و الزام به حق و پايداري به حقيقت، به دست دشمنان خدا خونش ريخته شود نه تنها شهيد است بلكه قتيل في سبيلالله هم هست.
حاجيابراهيم اضافه كرد: پس دو مقوله مطلق شهود و شهادت و مرتبه اعلاي از شهادت كه قتل فيسبيلالله است را نبايد مخلوط كرد؛ شهادت عبارت است از شهود و دريافت باطني نسبت به عالم و آدم و در اين مسير پايبند بودن، لذا ممكن است كساني به اين شهود برسند اما كفر بورزند.
استاد دانشگاه صنعتي اميركبير با اشاره به روايتي از پيامبر اكرم(ص)، اظهار داشت: اگر كسي ياد مرگ بود و اين ياد مرگ مرور داشت در زندگي او، آنقدر شخصيت او بركت پيدا ميكند و حقيقت عالم را درك ميكند كه در زمره شهدا محشور خواهد شد لذا شهادت قوامش به قتل فيسبيلالله نيست بلكه به شهود حقيقت عالم و پايبندي به آن است.
وي با بيان اينكه حيات انساني مراتبي دارد، افزود: حيات انساني مرتبه بالاتري است از حيات وراي خوردن،خوابيدن و …، لذا قرآن از اين مقوله به حيات طيبه ياد ميكند چرا كه در داين حيات، انسان از آلودگيها دور شده است.
حاجيابراهيم با تاكيد بر اينكه دين و ديانت و دعوت انبيا به خاطر اين بود كه انسانها حيات طيبه پيدا كنند، اظهار داشت: شهيد دراين عالم كسي است كه به تعبير حافظ اهل نظر شده است.
استاد دانشگاه صنعتي اميركبير با قرائت آيهاي از قرآن، تصريح كرد: خداوند در اين آيه ميفرمايد؛ گمان نكنيد آنهايي كه در راه خدا از جانشان مايه گذاشتهاند مردهاند، بلكه اينها زندهاند، نوعي حيات دارند كه ما نميفهميم و نميشناسيم، كلمه “احيا ” هم به همين دليل نكره آمده است.
وي با بيان اينكه حيات دو لازمه دارد، يكي علم و آگاهي و ديگري قدرت و عمل، اظهار داشت: شهداي حيات نباتي را از دست ميدهند اما حيات انساني بالاتري را كسب ميكنند، علم و قدرتي دارند كه هم در عالم حاضر و ناظرند و ما و اعمال ما را شهود ميكنند و هم قدرت تصرف در اين عالم را دارند به همين دليل توصيه شده كه به شهدا توسل بجوييم.
اين استاد دانشگاه اضافه كرد: يك نشانه زندگي آگاهي است و شهدا عالم و ناظرند و نشانه ديگر زندگي قدرت است كه شهدا قدرت تصرف در عالم را دارند.
حاجيابراهيم ادامه داد: قتلي در اين عالم، آدم را آدم ميكند و حياتي عالي به انسان ميبخشد كه فيسبيلالله باشد.
استاد دانشگاه صنعتي اميركبير با اشاره به بحث تدفين شهدا در اين دانشگاه، خاطرنشان كرد: در حرمتگذاري به شهدا ترديد ندارم كه هيچ استاد و دانشجويي قصد بيحرمتي به شهدا را ندارد، اصل مقام شهدا قابل خدشه نيست اما آنچه باقي ميماند رفتار ماست در اين پديده، چرا كه اين هدف، هدف حقي است در راستاي تكريم شهدا، اسوه و الگو گرفتن از آنها و از بركات علم و عمل آنها در دانشگاه بهرهمند شدن.
حاجيابراهيم در ادامه عنوان كرد: ارسطو وقتي ميخواست درس بگويد بالاي قبر افلاطون مينشست و ميگفت كه ما از نور افلاطون بهره ميبريم.
وي با تاكيد بر اينكه اصل مقام شهدا جاي هيچ چون و چرايي نزد هيچكس ندارد، ادامه داد: اگر چيزي جاي دغدغه دارد دو مطلب است و آن اينكه كسي اگر بخواهد شهدا را به حساب خودش بداند و در موضعگيريهاي سياسي بخواهد از شهدا خرج كند، از شهدا ابزاري استفاده كرده است لذا عدهاي دغدغهمند ميشوند در حالي كه همه افراد و گروههاي فكري و سياسي در دانشگاه بايد متحدالقول و همدلانه جلو آمده و از نورانيت شهدا بهرهمند شويم. دوم اينكه برخي ميگويند ممكن است افرادي به شهدا جسارت بكنند، اين همدلي و مراقبت و تكريم نسبت به شهدا كه گفتم از طريق شايسته و حق، باب اين جسارت را هم ميبندد.
انتهاي پيام/
منبع : http://www.farsnews.com
دکتر محمد ملکی (اولین رئیس دانشگاه تهران): هدف نهایی شان از دفن شهید شکستن حرمت دانشگاه و ویران کردن این سنگر است، این حرکت تکریم نیست، سوء استفاده است
در سلسله مصاحبه های خبرنامه امیرکبیر پیرامون ماجرای دفن شهید در دانشگاه ها که این روزها شایعه این اتفاق در دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) هم شنیده میشود، گفتگویی با دکتر محمد ملکی اولین رئیس داشگاه تهران پس از انقلاب انجام داده ایم و در آن بر آنیم تا نظر اولین رئیس بزرگترین دانشگاه ایران را در مورد این پروژه جویا شویم.
این گفتگو را در زیر می خوانید.
خبرنامه امیر کبیر: در مورد پروژه دفن شهید در دانشگاه، رابطه مفهوم شهید و شهادت و زد و بندهای سیاسی در این زمینه چیست؟ و آیا این حرکت خواستگاهی ارزشی دارد یا سیاسی؟
اگر بخواهیم تعریفی از شهادت ارائه دهیم، دکتر شریعتی در این باره می گوید: شهید کسی است که شاهد جریانات روز است و به ظلم اعتراض و با آن مبارزه می کند. شهادت تنها به مفهوم کشته شدن یا اعدام گردیدن نیست، ممکن است کسی شهید باشد اما در قید حیات باشد، شهید زنده!
اما متاسفانه در طول تاریخ، خصوصا ۳۰ سال اخیر در ایران از این عنوان سوء استفاده های بسیار شده است، خصوصا در چند سال اخیر نظام حاکم سعی در زنده کردن جریان جنگ با سوء استفاده از این عناوین را دارد.
مسئله جنگ ایران و عراق، خود موضوعی قابل بحث است. جریان جنگ قابل قسمت به دو مرحله است: ۱) تا قبل از آزادی خرمشهر که جنگ دفاعی بود. ۲) پس از آزادی خرمشهر که جنگ تهاجمی بود.
پس از آزادی خرمشهر و دیگر شهرهای اشغال شده، نمایندگانی از کشورهای اسلامی به ایران آمدند و خواستار پایان جنگ میان این دو کشور مسلمان گشته و پیشنهاد دادن غرامت به ایران را نیز مطرح کردند، ولی ایران زیر بار نرفت و به خاک عراق حمله کرد، تا جایی که فاو را گرفت و برای آن شهردار تعیین کرد. در این دوره تبلیغاتی که باعث تهییج جوانان به جبهه ها می شد این شعارها بود “تا رسیدن به بغداد و قدس یک الله اکبر باقی است”، “راه کربلا و قدس را باز کنید” و.. این مرحله از جنگ، تهاجمی از سوی ایران به عراق بود.
متاسفانه قسمت اعظم تلفات ایران در این مرحله از جنگ به ما وارد شد. خسارت مالی وارد شده به ایران را مقامات (آقای هاشمی رفسنجانی) هزار میلیارد دلار برآورد کردند که بخش اعظم آن در مرحله دوم جنگ به ما وارد شد.
هر چند کار جوانان در دوره جنگ دفاع از وطن و قابل ستایش بود، اما انگیزه هایی که آنان را با چنین تبلیغاتی تحریک کرد و به جنگ فرستاد، قابل بحث است. پس از پذیرفتن قطع نامه و پایان جنگ نیز، تعدادی از کسانی که در خاک عراق کشته شده بودند را به ایران بازپس دادند، و طی ۲۰ سال اخیر نیز طی مبادلاتی میان دو کشور اجسادی را منتقل کرده اند. اما اکنون گویی به ابزاری سیاسی بدل شده اند که گاه و بیگاه چند تابوت در سطح شهر می گردانند و در داخل شهر و در دانشگاهها دفن می کنند. آیا بعد از ۲۰ سال از اجساد چیزی باقی مانده است؟
خبر نامه امیر کبیر: غرض از راه اندازی اینگونه کارناوالها در سطح شهر به بهانه دفن شهدای گمنام و جمع کردن مردم حول مکانهای دفن شهدا، احترام به شهداست یا ایجاد فضایی جهت اغراض سیاسی؟
اعتقاد من این است که از ابتدای جنگ، نظام جمهوری اسلامی از این جریان سوء استفاده کرده است. نه به جهت دفاع از وطن، بلکه جهت حفظ خود! از ابتدا این جریان را رنگ و بویی سیاسی زده اند، هرسال برای روز حمله به ایران سالگرد می گیرند، جنگ ۸ ساله را دفاع”مقدس” می خوانند و…
در حالیکه قسمت اعظم کسانی که به جنگ رفته اند، هدفشان دفاع از وطن بوده است که اینان به آن رنگی دینی و مذهبی زده اند و از آن برای پیشبرد اهدافشان استفاده کرده اند.
خبرنامه امیرکبیر: هدف آنها از راه اندازی چنین کارناوالهایی سرپوش گذاشتن روی مسائل پشت پرده جنگ است یا بازی با احساسات مردم؟
غلیان احساسات مردم یکی از اهداف آنهاست، همانطور که در جنگ هم همین کار را کردند، بسیاری از رزمندگان، خصوصا روستانشینان را از نظر مذهبی تحریک کرده و به جبهه های جنگ فرستادند. تا وقتی دستگاه حاکمه وجود دارد اجازه تحقیق و نشر و پخش مسائل جنگ را نمی دهد، چرا که خیانت عظیمی که به این مردم کرده اند، افشا می گردد.
یکی از اهداف نظام از ابتدا، نسل کشی بوده است. من در دهه ۶۰ در زندان ها شاهد این ماجرا بودم و دیگران که بیرون بودند در جنگ شاهد آن بودند. نسلی که اگر این وقایع اتفاق نمی افتاد، از بهترین جوانانی بود که امروز می توانست مسائل را به بهترین نحو حل و فصل کند. اگر روزی مسائل پشت پرده جنگ آشکار شود، مردم می فهمند که چه خیانت عظیمی به این مردم شده است! چه مغزهای متفکری شهید شدند! در صورتی که می توانستند اکنون نقش مهمی در سرنوشت کشور داشته باشند.
خبرنامه امیر کبیر: در حالی که جنگ در همه جای دنیا محکوم است، درکشور ما مقدس است! ایران از جنگ پدیده ای مقدس ساخته و مردم را آماده در حالت جنگ نگه داشته است. نظام قصد دارد از این فضا چه استفاده ای کند؟
در هیچ کجای دنیا و حتی در دین اسلام، جنگ امر مقدسی نیست. حضرت علی نیز در جنگ با خوارج قصد پایان دادن هرچه سریعتر به جنگ داشت، و به اجساد خوارج احترام می گذاشت و آنان را مسلمانانی می دانست که راه را اشتباه رفته اند.
اما قصد حاکمیت سوء استفاده از کسانی است که با ایمان رفته اند وشهید شده اند برای تثبیت موقعیت خود! اینان پسوند “مقدس” را به همه چیز اطلاق می کنند، می گویند نظام مقدس جمهوری اسلامی (!) در حالیکه هیچ نظامی مقدس نیست!
اینان همواره مشوق جنگ بوده اند، حتی در مساله غزه نیز به جنگ دامن زدند.
خبرنامه امیر کبیر: این تحریف معنا و قدسی کردن جنگ به جایگاه ایدئولوژیک نظام برمی گردد. جایگاه شهید در این نظام کجاست؟ هدف شهید دفاع از وطن بوده یا مبارزه میان کفر و اسلام؟
غالب خانواده های شهدا، مخالف جریان حاکم هستند و از وضع جاری مملکت بسیار ناراضی اند. پس از جنگ عده کثیری از این عناوین سوء استفاده کردند و اکنون فرمانده و سردار شده اند. و اکنون نبض امور اقتصادی سطوح عالی مدیریتی کشور در دست آنان است. کمکی که امروزه به خانواده های شهدا می گردد در قبال اموالی که آنان هر روزه به تاراج می برند بسیار ناچیز است. در نظام جمهوری اسلامی اکثر منابع ملی و اقتصادی در دستان حاکمیت است و خانواده های شهدا از مشاهده این وضعیت که خون شهیدانشان دستمایه به قدرت رسیدن اینان گشته است بسیار نارحت و ناراضی اند.
تنها خانواده های شهدا نیستند، جانبازان، شیمیایی ها، موجی ها و… هر روز ضجر می کشند، اما کسان دیگری از آن استفاده می برند. کسانی همچون “سردار” محصولی که ۱۶۰ میلیارد تومان ثروت دارد!
آیا دفن شهید در دانشگاه تکریم شهید است؟
این حرکت تکریم نیست، سوء استفاده است.
سوال اینست، چرا نظام می آید در دانشگاهها تابوتهایی به نام شهید دفن می کند؟
این دفن، به امت حزب الله اجازه می دهد تا هر زمان که بخواهند بر سر مزار شهدای حزب الله بروند! این در حالی است که دانشجویان دانشگاه برای ورود و خروج از دانشگاه خود از گیت های امنیتی گذر کنند، حال آنکه به این بهانه هر روز بسیجیانی وارد دانشگاه می شوند و محیط رعب و وحشت ایجاد می کنند و مقاصد خود را در دانشگاه پر می گیرند.
هدف کلی این جریان، نه احترام و نه تجلیل شهید است، سوء استفاده سیاسی برای تخریب شخصیت دانشگاه و از بین بردن فضای آکادمیک آن است.
در زمان شاه سابق نیز می خواستند حفاظ ها و نرده های اطراف دانشگاه تهران را بردارند و آن را جزیی از فضای خیابان کنند. اما موضوع با مخالف بنده و برخی اساتید مواجه شد، چرا که این حرکت فضای آکادمیک دانشگاه را از بین می برد. امروز نیز هدف همین است، می خواهند دانشگاه را از موقعیت خودش در بیاورند. اما وظیفه دانشجویان و دانشگاهیان این است که در مقابل این حرکت بایستند.
خبرنامه امیر کبیر: جناب آقای دکتر ملکی، میدانیم که در تمام کشورها بحث کشته های جنگ وجود دارد، آنجا کشته گان جنگ را چگونه تکریم می کنند؟ آیا اجساد آنها را به داخل دانشگاهها می آورند؟
در هر کشوری یادمان و سمبلی برای کشته گان جنگ دارند. در آلمان در ورودی برخی شهرهای درگیر جنگ یادمان هایی برای آن ها درست کرده اند و مردم به آنها احترام می گذارند. من تابحال نشنیده ام و ندیده ام که در کشوری شهید را داخل دانشگاه بیاورند، ممکن است یادمانی از دانشمند یا استاد بزرگی در دانشگاه بگذارند، اما اینکه بیایند و از سهید این استفاده را بکنند، خیر!
گورستانی در فرانسه وجود دارد که مخصوص بزرگان و ادیبان است (کسانی چون ویکتور هوگو و…) اما اینکه آنان را به داخل دانشگاه بیاورند خیر!
این حرکت، فقط سوء استفاده است. در بهشت زهرا نیز قطعه ای برای اندیشمندان تدارک دیده اند، اما آن هم در قبرستان عمومی است. اگر قرار بر دفن کسی در دانشگاه باشد، چرا من بعنوان یک دانشگاهی با ۴۰ سال سابقه نخواهم در دانشگاه دفن شوم. اما اینگونه نیست!
خبرنامه امیر کبیر: قصه این شهدای گمنام چیست؟ این روزها شاهد تعداد بیشماری از این شهدای گمنام هستیم، تا کی این شهدای گمنام را خواهیم داشت؟ در حالیکه تمام خانواده های رزمندگان مشخص اند و در طی ۲۰ سال گذشته وضعیت همه مشخص شده است، اکنون نیز با آزمایش DNA به سادگی می توان هویت اجساد را تعیین کرد، پس چرا شهید گمنام؟
در همه جای دنیا تنها یک سمبل و نماد برای تمام شهدای گمنام است. اما در ایران گاه و بیگاه یک سری تابوت بنام شهدای گمنام می آورند و در شهر می گردانند. به نام شهدای گمنام هر کاری که می خواهند انجام می دهند. کسی که به جبهه می رود پلاکی دارد که نماینده هویت اوست، و پلاک طی سالها از بین نمی رود. اگر جسد کسی پیدا شود و او رزمنده باشد، حتما پلاک دارد، پس گمنام نیست!
در قبرستان هم قطعه شهدای گمنام داریم، چرا آنجا دفن نمی کنند و به داخل دانشگاه می آورند! می خواهند دانشگاه را تبدیل به گورستان کنند.
خبرنامه امیرکبیر: سالهاست حاکمیت بدنبال تصاحب دانشگاه است، بعد از ماجرای انقلاب فرهنگی و… اما اکنون پروژه دیگری تعریف شده است، دفن شهدا! آیا دفن شهدا ابزاری برای تصاحب دانشگاه توسط حاکمیت می گردد؟
از آغاز به کار دولت نهم و روی کار آمدن احمدی نژاد رویکرد دولت تصاحب دانشگاهها بود، پیش از آن نیز آقای خامنه ای گفته بود: “ما باید مجددا یک انقلاب فرهنگی بکنیم”. نظام جمهوری اسلامی نمی تواند دانشگاهها را تحمل کند. آقای خمینی آمد و وحدت حوزه و دانشگاه را مطرح کرد. از نظر ایشان وحدت حوزه و دانشگاه، به معنای سلطه و سیطره حوزه بر دانشگاه است. تا قبل از تاسیس دانشگاه، تنها حوزه بود که عالم تربیت می کرد و بقیه مردم همه جاهل بودند. اما با ظهور دانشگاه در عرصه ایران و تربیت جوانان دانشمند و تحصیل کرده در دانشگاه، دانشگاه مقابل حوزه قد علم کرد و حوزویان از حضور دانشگاه و دانشگاهیان در عرصه کشور احساس خطر کرد. به قول دکتر سروش: “کار حوزه مقلد ساختن و کار دانشگاه محقق ساختن است و این دو نمی توانند با هم وحدت کنند.”
دانشگاه در سال ۵۸ و ۵۹ در مقابل حاکمیت سر فرود نیاورد تا تصمیم گرفتند با انقلاب فرهنگی قامت آن را بشکنند. تا سال ۷۰ حکومت دانشگاه را تحت سلطه خود داشت، اما پس از آن دانشگاه دوباره استقلال خود را بازیافت و حاکمیت زمزمه های انقلاب فرهنگی دوم را آغاز کرد. راههای متفاوتی را برای تسلط بر دانشگاه پی گرفتند، با تاسیس دانشگاه تربیت مدرس، اساتیدی با گرایش فکری حاکمیت را تربیت و روانه دانشگاهها کردند. روسای انتصابی را به مدیریت دانشگاهها برگماردند. بحثهایی چون بومی گزینی و سهمیه بندی جنسیتی را مطرح کردند، قصد یونیفرم کردن دانشجویان را دارند، نفوذ عوامل حاکمیت را در دانشگاه افزایش داده اند که حضور روز افزون بسیجیان و سهمیه ای ها موید این امر است، همه اینها در مسیر تسلط حاکمیت بر دانشگاه است، در حالیکه هیچ یک از این پروژه ها به هدف مطلوبشان نرسیده است، حال چنین سناریویی را پی گرفته اند، می خواهند راهی برای حضور وقت و بی وقت بسیجیان و پیاده نظام حاکمیت در دانشگاه باز کنند که دور این قبرها جمع شده، شعار بدهند و فضای آکادمیک دانشگاه را خدشه دار کنند.
خبرنامه امیر کبیر: همانگونه جنابعالی اشاره کردید، نظام جمهوری اسلامی تمام روشها را برای تصاحب دانشگاه به کار گرفته است تا دانشگاه را ویران کرده و در چنگال خود بگیرد، اما نتواست! حال قصد دارد شخصیت دانشگاه را از بین ببرد، آیا می تواند؟
سنگر آزادی ویران شدنی نیست و نتیجه این حرکتهای حاکمیت، رادیکال تر شدن روز افزون دانشگاه است. همانگونه که می بینیم فضا به سمتی پیش رفته که شعارهای صنفی دانشجویان تبدیل به “مرگ بر دیکتاتور” شده است. دیکتاتور امروز کیست؟
مطمئنا نسل بعد از شما فضای دانشگاه را رادیکال تر خواهد کرد!
خبرنامه امیرکبیر: تفاوت پاتوق جدیدی که حاکمیت قصد ایجاد آن را در دانشگاه دارد با پاتوق های قبلی اش، نظیر بسیج دانشجویی، دفتر نهاد نمایندی رهبری چیست؟
پاتوقهای قبلی تا حدی دانشجویی بود، اما این پاتوق جدید باعث می شود که هر پیرمرد و پیرزن روستایی به بهانه اینکه شاید این شهید گمنام فرزند من باشد، وارد دانشگاه شود به بهانه اینکه اینجا قبرستان است و آمده ام برای شهیدم فاتحه بخوانم.
از سویی تخریب گورستان خاوران توسط حاکمیت را می بینیم و از سوی دیگر دانشگاه را قبرستان شهدای گمنام می کند.
هدف نهایی شان شکستن حرمت دانشگاه و ویران کردن این سنگر است! اما این سنگر ویران شدنی نیست! در زمان رضاخان وقتی ماجرای ارانی و ۵۳ نفر پیش آمد، در سال ۵۸ که حرف از بستن درب دانشگاهها شد و من به آقای خمینی گفتم:” درب دانشگاه راببندید تا همه جهانیان بفهمند که شما و اسلامتان با علم مشکل دارید.” کشتارهای دهه ۶۰ دانشجویان، همه و همه نتوانست سنگر دانشگاه را درهم شکند.
خبرنامه امیرکبیر: سکوت اساتید دانشگاه را در مقابل این قضیه چگونه تحلیل می کنید؟ آیا این سکوت به منزله دفاع از این قضیه است؟
در حال حاضر اغلب اساتید حاضر در دانشگاه تربیت یافته دانشگاه تربیت مدرس اند، اساتید مستقل اخراج شده اند و دیگران هم بخاطر داشتن وجهه در دانشگاه و مسائل مادی سکوت اختیار کرده اند. در زمان انقلاب نیز فضا همینگونه بود، این جریان انقلاب بود که فضا را شکست. پیش از انقلاب تشکلهای حاکمیت نیز در دانشگاهها حضور داشت، کانون جوانان ایران که محلی برای ایجاد سرگرمی دختران و پسران دانشگاهی بود تا آنان را از جریان آگاهی بخشی دور کند، درست مثل بسیج دانشجویی امروز. اما در آن روزها جریانی خودجوش بنام سازمان ملی دانشگاهیان ایران وجود داشت که دانشجویان از هر طیفی در آن حضور فعالانه داشتند و تحول ایجاد کردند. هفته همبستگی و تحصن ۲۵ روزه که به رهبری آقای طالقانی انجام شد، در همین سازمان کلید خورد، و باعث شد که سه روز بعد شاه ایران را ترک کند.
در حال حاضر باید وحدتی میان دانشجویان از هر طیف و مرامی ایجاد شود و همه در یک سنگر مبارزه کنند. تا وقتی دانشگاهیان یکدست نیستند، نمی توانند مستقل باشند و مورد سلطه حاکمیت و روسای انتصابی آن قرار می گیرند.
هر چند که وظیفه اساتید روشنگری است و من نیز پیش از انقلاب از هر فرصتی در کلاسهای درس برای زیر سوال بردن حاکمیت استفاده می کردم
خبرنامه امیرکبیر: از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگزاریم.
منبع : autnews.us
روز سه شنبه هم مباحث در صحن دانشگاهمان ادامه داشت.
بنده که شرکت داشتم گفتم لازم است گزارشی تهیه کنم. می خواهم اهم مشکلاتی را که دانشجویان عزیز مطرح می کردند و پاسخ هایی را که ما دادیم عرض کنم. پیشنهاد می کنم هر کسی هر شبهه ای دارد در بخش نظرات این پست بیاورد تا ما هم استفاده کنیم.
به ترتیب می آورم:
1- چرا تدفین را می خواهید انجام بدهید؟ برایش دلیل اثباتی بیاورید.
اولا به این دلیل که دیدن یادبود شهید باعث ترویج آرمان های او می شود. این را در دیگر جاهای دنیا هم قبول دارند. به این لینک توجه کنید.
ثانیا این که زیارت کردن در اسلام از مسلمات است. زیارت هم یعنی رفتن به سر قبر فرد زیارت شونده. این را تمام شیعه و سنی قبول دارند. فقط وهابیت است که قبول ندارد. نمی شود که از امام حسین مثلا یک یادبودی در تهران بسازیم و بگوئیم دیگر از زیارتش بی نیاز شده ایم!
2- چه تضمینی می دهید که از شهدا سوء استفاده نشود؟
در مورد سوء استفاده خیلی چیزهای مقدس در طول تاریخ مورد سوء استفاده قرار گرفته اند. به عنوان مثال قرآن توسط معاویه مورد سوء استفاده قرار گرفت و مامون هم از امام رضا علیه السلام جهت تایید حکومتش سوء استفاده کرد.
اولا این که هر کسی که از یک چیز مقدس استفاده می کند معاویه نیست. حضرت علی علیه السلام هم قرآن می خواندند. پس برای تشخیص این که یک چیزی سوء استفاده است یا نه باید ببینید که کسی که آن را می خواند معاویه است یا علی(ع).
از سوی دیگر همان طور که گفتیم خداوند تعالی طبق صریح قرآن می دانستند که از قرآن سوء استفاده خواهد شد و می فرمایند «و لا یزید الظالمین الا خسارا» ولی این طور نبود که به این دلیل اصلا قرآن را نازل نکنند. در همان قرآن هم می فرمایند که «هدی للمتقین» است. شهدا هم این طور هستند. چیزی جز خسارت و درماندگی برای مخالفینشان ندارند. ولی برای موافقینشان تداعی کننده ی آرمان های بلند هستند و کمکی در جهت پیگیری این آرمان ها می باشند.
نمی شود هیچ تضمینی داد که سوء استفاده ای نشود. ولی این یک سؤال اعتقادی نیست. یک سؤال سیاسی است. در این طور مسائل باید هزینه و فایده کنیم. یعنی احتمال این که سوء استفاده بشود چقدر است و احتمال استفاده چقدر است؟ با یک حساب ساده وقتی ببینیم این شهداء قرار است برای صدسال این جا بمانند می فهمیم که به نفع دانشگاه است.
از این گذشته چه جور سوء استفاده هایی می شود از این شهداء کرد؟ یکی از دوستان گفت که می خواهند به بهانه ی توهین به شهدا فشار را روی دانشجویان بیشتر کنند. بنده عرض کردم که مگر شما نمی گوئید که وزارت اطلاعات برای گرفتن دانشجویان شما نشریات موهن را چاپ کرده است ؟ مگر نمی گوئید که که این چهارفردی هم که به تازگی گرفته شده اند بی دلیل گرفته شده اند؟ خوب اگر این طوری باشد معلوم می شود که طبق گفته ی خودتان وزارت اطلاعات می تواند بی دلیل افرادتان را بگیرد!ب ه این صورت دیگر لازم نیست نگران آمدن شهدا باشید که آن ها چیزی به وزارت اطلاعات از این نظر اضافه نمی کنند.
در مورد این که افرادی شبه نظامی هم وارد نشوند باز هم نمی توان تضمین داد ولی یک دید واقع نگر می تواند متوجه بشود که وقتی سه سال در یک دانشگاه دیگر چنین اتفاقی نیفتاده خیلی بعید است که این اتفاق در دانشگاه ما بیفتد. مگر این که ما توطئه گرانی نابغه باشیم که خودمان خبر نداریم!
3- سومین مساله ترس از توهین به شهدا بود. یعنی می فرمودند که شما نمی ترسید که به شهدا توهین شود؟
خیلی ساده می توان این طور جواب داد. امام حسین علیه السلام جانشان را در راه دفاع از همین آرمان ها دادند که ظلم ستیزی و آزادگی است. بدترین توهین به شخص ایشان شد که سرشان را بریدند! بعد از آن هم قبرشان را خراب کردند و شخم زدند و آب گرفتند. تازه امام حسین علیه السلام تمام این ها را می دانستند ولی نگفتند چون ممکن است به من توهین شود در راه این آرمان ها قیام نکنم. حالا شهدای ما در مقابل امام حسین علیه السلام اصلا ارزشی ندارند!
4- چهارمین شبهه این بود که چرا از دانشجویان نظر سنجی نمی کنید؟
این دانشگاه مال ملت ایران است، چرا که با پول نفت آن ها ساخته شده است. مثلا یک خانه ای که در راه یک اتوبانی باشد را یا از صاحبش می خرند و یا به زور می گیرند، چرا که مالک اصلی آن ملت است. دانشگاه هم همین طور است و اصلا دانشجویان به مردم ایران به خاطر ورودشان به دانشگاه بدهکار هستند. مردم ایران هم کسی را به نام رئیس جمهور انتخاب کرده اند که او مسئول انتخاب رئیس دانشگاه است و این رئیس دانشگاه خواهد بود که به نمایندگی از مردم ایران که مالک این ملک هستند تصمیم گیری می کند. به همین دلیل است که ساخت مسجد در دانشگاه نیازی به نظر سنجی ندارد و از نظر سیر قانونی مشکلی ندارد. این هم مثل ساخت مسجد می ماند.
اهم مسائل همین ها بود. اگر باز چیزی به نظرتان می رسد بفرمائید.
تشکر
یا علی
منبع : http://www.goftogoo.mihanblog.com/
استاد تمام دانشگاه صنعتي اميركبير در گفتگو با فارس:
تدفين شهدا در دانشگاهها مايه بركت است
خبرگزاري فارس: استاد دانشكده برق دانشگاه صنعتي اميركبير گفت: موافق تدفين شهدا در دانشگاهها هستم و اين امر را مايه بركت براي هر مكاني ميدانم.
سيدكمالالدين نيكروش استاد تمام دانشگاه صنعتي اميركبير در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به بحث تدفين شهدا در دانشگاه صنعتي اميركبير، اظهار داشت: در جلسهاي در اين زمينه بحث شد، مخالفتي با اين مسئله ندارم و شهدا را مايه افتخار ميدانم هرجايي كه باشند، اما مايل بودم نظر مخالفين را بدانم كه آنها با چه دليل و عنواني مخالفت ميكنند.
استاد دانشكده برق دانشگاه صنعتي اميركبير با بيان اينكه اگر اين فراهم شود كه بتوانيم نظر مخالفان را بدانيم، بد نيست، اضافه كرد: شخصاً تا اين لحظه موافق اين مسئله هستم و آن را براي هر جايي بركت ميدانم .
انتهاي پيام/
منبع : http://www.farsnews.com


